دینِ کامل

پایگاه پژوهش، نشر و گسترش دین مبین اسلام

دینِ کامل

پایگاه پژوهش، نشر و گسترش دین مبین اسلام

سلام،چایی میخورین ؟

دین مبین اسلام در میان دیگر ادیان ویژگیهای ممتاز و منحصر به فردی دارد. بررسی جامع و گسترده این امتیازات در گرو بررسی های گسترده و فراخی است .در این مجال به اختصار پاره ای از آنها را می کاویم :
امتیازات اسلام
۱. خردپذیری و خردپروری
از امتیازات مهم اسلام، عقلانیت، خردپذیری و بالاتر از آن خردپروری آموزه های آن است. این مسئله در امور مختلفی نمودار است؛ از جمله:
۱‌ـ۱. نظام فکری و عقیدتی اسلام: (مانند خداشناسی، هستی شناسی، انسان شناسی، راهنماشناسی و فرجام شناسی)؛
۲‌ـ۱. نظام اخلاقی اسلام؛
۳‌ـ۱. نظام رفتاری و قوانین و دستورات عملی؛
۴‌ـ۱. دعوت به تحقیق و پرسشگری در انتخاب دین.
خردپذیری آموزه های اسلام، از چنان وضوح و روشنی برخوردار است که قرآن مجید، آدمیان را به بررسی هوشمندانه و انتخاب خردمندانه دین دعوت کرده و هر گونه تحمیل و اجبار و پذیرش کورکورانه دین را نهی می کند: «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ۱۴۱؛ پس بشارت ده بندگانم را، آنان که به سخنان [مختلف] گوش فرا داده و برترین را بر می گزینند» و «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی»۱۴۲؛ «هیچ‌گونه تحمیل و اجبار در امر دین روا نیست؛ [زیرا] به خوبی راه هدایت از ضلالت روشن شد». اما مسیحیت کنونی به علت قرار گرفتن در تنگناهای شدید معرفتی و ناتوانی در حل رابطه تثلیث و توحید و تجسد و خداانگاری مسیح، به جداسازی و گسست ایمان از معرفت فتوا داده و دین و ایمان را با عقل و خرد بیگانه ساخته است!۱۴۳
پروفسور لگنهاوزن۱۴۴ می گوید: «چیزی که در اسلام بیش از همه، برای من جاذبه داشت، این بود که چقدر این دین از پرسش های انسان استقبال می کند و همواره دعوت به تحقیقات بیشتر در تعالیم دین می کند».۱۴۵
همو می گوید: «وقتی از کشیش ها می پرسیدم که من نمی فهمم چه طور خدا یکی است و سه شخص است؟ در اکثر موارد جواب می گفتند که ما نمی توانیم به درک این آموزه برسیم. تنها خدا می داند که حقیقت این امر چیست. این رمزی است که فقط خدا آن را می داند و عقل در اینجا به بن بست می رسد! از جمله چیزهایی که برای بنده خیلی جالب بود، این بود که در اسلام نگفته اند اصول دین را چشم و گوش بسته بپذیر؛ بلکه دعوت کرده اند که بپرس. مخصوصاً این خصلت در میان شیعیان خیلی بیشتر است»۱۴۶
خانم مارگریت مارکوس (مریم جمیله) نیز در این زمینه می نویسد: «پس از آنکه عقاید همه کیش های بزرگ را مورد بررسی قرار دادم، به این نتیجه رسیدم که به طور کلی مذهب های بزرگ یکی بودند؛ ولی به مرور زمان فاسد شده اند. بت پرستی، فکر تناسخ و اصول طبقه‌بندی در کیش هندویی سرایت کرد. صلح جویی مطلق و انزوا از مشخصات کیش بودایی شد. پرستش آبا و اجداد جزء عقاید کنفسیوسی، عقیده اصالت گناه و تثلیث و در نتیجه آن مفهوم خدایی مسیح و شفاعت به استناد مرگ ادعایی عیسی بر روی دار در مسیحیت، انحصارطلبی ملت برگزیده یهود و... نتیجه این انحرافات است. هیچ یک از این اندیشه هایی که مرا منزجر ساخته بود، در اسلام پیدا نمی شد؛ بلکه به صورت روزافزونی احساس می کردم که تنها اسلام آن مذهب اصیلی است که طهارت خود را حفظ کرده است. سایر مذهب ها فقط و فقط بعضی اجزای آن، مقرون با حقیقت است؛ ولی فقط اسلام است که تمام حقیقت را حفظ کرده است»۱۴۷

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

برای پى بردن به حقانیت اسلام و برترى آن بر سایر ادیان، راه‌هایى وجود دارد که یکى از آن‌ها بررسى ویژگى‌هاى اسلام در بُعد شناخت شناسی، ‌جهان بینی، ‌انسان شناسی، عقیده و مسائل اخلاقى و ارزشى با معیار عقل و خِرَد است. اگر در این زمینه خواهان بررسى گسترده هستید، توجه شما را به کتاب‌هاى شهید مطهرى و کتاب‌هاى شهید محمد باقر صدر(به ویژه کتاب فلسفتنا که در فارسى به نام هاى «فلسفة ما»، «جهان بینى ما» و «شناخت ما» ترجمه شده است) جلب می‌کنیم. به عنوان نمونه شهید مطهرى دربارة ‌ویژگى‌هاى اسلام مى‌نویسد: دیدگاه اسلام از نظر شناخت شناسى چنین است:
1ـ بشر می‌تواند جهان و حقایق آن را بشناسد و خود مشوق آن است....
2ـ شناخت حقایق جهان از این راه‌ها ممکن است: طبیعت یا آیات آفاقی، ‌انسان یا آیات انفسی، تاریخ یا سرگذشت اجتماعى اقوام و ملل و عقل....
3ـ ابزار شناخت عبارتند از: حواس، قوه تفکر و استدلال، تزکیه و تصفیة نفس و مطالعه ‌آثار علمى دیگران.
4ـ موضوعات شناخت عبارتند از: خدا، جهان طبیعت، انسان با جامعه و زمان.
جهان بینى و انسان­شناسى عبارت است از:
1ـ جهان واقعیتش از خدا است. یعنى تمام واقعیتش انتساب به حق است.
2ـ واقعیتش و نسبتش به حق یکى است.
3ـ این واقعیت متغیر و متحرک است.
4ـ واقعیت­هاى این جهان درجة تنزل یافته و مرتبة نازلة واقعیات جهانى دیگر است که جهان غیب نامیده می‌شود.
5ـ این جهان ماهیت «به سوى اویی» دارد؛ یعنى همان طور که از اوست ،به سوى او هم هست....
6ـ جهان داراى نظام متقن علّى و معلولى و سببى و مسببى است. فیض الهى و قضا و قدر او به هر موجودى تنها از مسیر علل و اسباب خاص خود او جریان مى­یابد....
7ـ جهان یک واقعیت هدایت شده است. تمام ذرات جهان در هر مرتبه‌اى که هستند ،از نور هدایت برخوردارند.
8ـ بعد از این جهان جهانى دیگر است....
9ـ روح انسان حقیقتى جاودانه است.
10ـ انسان‌ها به حسب خلقت مساوى آفریده شده‌اند. ملاک فضیلت، علم، جهاد و تقوا است.
11ـ انسان‌ها به حسب اصل خلقت از استعدادهاى فطرى از جمله فطرت دینى و اخلاقی برخوردارند.
12ـ به حکم این که هر فردى بالفطره انسان متولد می‌شود، در هر انسانى استعداد توبه و بازگشت و پند پذیرى هست....
13ـ انسان‌ها همواره در عمق جانشان یک تضاد درونى(تضاد بین عقل و هواى نفس) دارند و مختار و آزادند، از این رو مسئولیت دارند.
14ـ جهان زیر چتر اراده خداوند واحد است....

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

ادیان الهی و کتابهای آسمانی که خداوند بر انبیاء گذشته نازل فرمود، مورد اعتقاد کامل ماست، و آنچه در زمان حاضر موجود است اسمی از آن ادیان است، و ما اطمینان کامل به آنها نداریم (هر چند مطالب حقی هم در آنها یافت می شود) چون یا سند ندارند و یا تحریف شده اند.

مثلا: تورات، دارای سه نسخه است:

نسخه عبرانی که نزد یهود و علمای پرتستان معتبر است.

نسخه سامری که نزد سامریین (طائفه دیگری از بنی اسرائیل) معتبر است.

نسخه یونانی که علمای مسیحی غیر پرتستان آنرا معتبر می شمارند.

نسخه سامریان فقط شامل پنج کتاب حضرت موسی علیهم السلام و کتاب یوشع و داوران است، و کتب دیگر عهد عتیق را معتبر نمی شمارند.

مدت زمان از خلقت آدم تا طوفان نوح در نسخه اول 1656 سال است و در نسخه دوم 1307 و در نسخه سوم 1362 سال. [1]

پس هر سه نمی توانند صحیح باشند؛ و بلکه یکی باید معتبر و صحیح باشد، و آن هم معلوم نیست کدامست؟

برای اطلاع بیشتر به کتاب راه سعادت مراجعه بفرمائید. [2]

و یا اینکه: عقل انسانی بعضی از مبانی اعتقادی، این ادیان را، نمی تواند باور کند.

مثلا در تورات خدا به صورت انسانی معرفی شده که راه می رود، آواز می خواند، دروغگو فریب کار است زیرا به آدم گفته است که اگر از درخت نیک و بد بخورند خواهند مرد ولی بعدا آدم و حوا از میوه آن درخت خوردند، و نه تنها نمردند بلکه به نیک و بد هم آشنا شدند. [3]

و یا داستان کشتی گرفتن خدا با حضرت یعقوب که در تورات آمده است. [4]

اما وضعیت ادیان دیگر که از نظر قدرت مبانی و سندیت تاریخی و تعداد پیروان بسیار پائین تر و ضعیف تر از این دو دین بزرگ (یهود و مسیحیت) هستند، روشن است که چگونه خواهد بود و شما برای تحقیق می توانید به کتب تاریخ ادیان مراجعه فرمائید.

اما این ادعا که اسلام دین حق است را می توان از راههای مختلف اثبات کرد:

زنده بودن معجزه این دین، چون معجزه این دین "قرآن" است.

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

دین‌هاى الهى مانند پایه‌اى تحصیلى و دوره‌هاى درسى است، که با توجه به سطح بینش و توان مردم در یادگیرى و عمل کردن، خدا آنها را بر پیامبران نازل فرموده است. در زمان حضرت نوح مردم آگاهى بسیار کمى داشتند و نمى‌توانستند دین اسلام را دریافت کنند بفهمند و عمل کنند.

آنان مانند دانش‌آموزان کلاس اول ابتدایى بودند، به این خاطر خداوند دین ساده و ابتدایى براى آنها انتخاب کرد، پس دین آنها کامل نبود.

در دورۀ حضرت ابراهیم علیه السلام سطح آگاهى‌هاى مردم بیشتر شد و مى‌توانستند دین کامل‌ترى داشته باشند. پس دین حضرت ابراهیم از دین حضرت نوح کامل‌تر بود. این روند تا دین‌هاى حضرت موسى علیه السلام و عیسى علیه السلام ادامه پیدا کرد، تا در زمان حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم مردم جهان به

32حدّى رسیدند که مى‌توانستند کامل‌ترین دین را دریافت کنند. بدین خاطر خداوند مهربان دین اسلام را که کامل‌ترین دین بود براى مردم فرستاد.

پس همان گونه که دانش‌آموزان، سال به سال و دوره به دوره معلومات بیشترى مى‌آموزند و کامل‌تر مى‌شوند، دین‌هاى الهى نیز دوره به دوره کامل‌تر شدند، تا به دوره اسلام رسید و مسلمانان - این دانش آموخته گان دانشگاه اسلام به حدّى رسیدند که توانستند نقشه کامل و جامع مسیر خداشناسى یعنى قرآن را به دست بگیرند و با راهنمایى اهل بیت مسیر سعادت را طى کنند.

به دلیل این که دین اسلام کامل‌ترین دین بود پیامبران پیشین به مردم خودشان بشارت مى‌دادند، که پس از ما پیامبر دیگرى خواهد آمد، ولى حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم آخرین پیامبر است و پس از او پیامبرى نخواهد آمد. یکى از پیامبرانى که بشارت آمدن حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم را به پیروانش داد حضرت عیسى علیه السلام بود؛ چنان‌که خداوند به نقل از حضرت عیسى علیه السلام مى‌فرماید:«وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ»؛ و [شما را] بشارت مى‌دهم به پیامبرى که پس از من خواهد آمد، که نام او احمد است.

(صف، آیه 6) و شما مى‌دانید نام حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم، احمد هم هست.

در این باره مى‌توانید کتاب پیرامون قرآن و عهدین، نوشته مرتضى باقریان را بخوانید.

اما برخى از دلیل‌هاى کمال دین اسلام به شرح زیر است:

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

شماره پیامکی بالا جهت برقراری ارتباط با عزیزان و بیان نظرات افتتاح شد.

برای غضویت مرکز دین کامل کلمه عضو را به شماره ۵۰۰۰۱۰۷۰۷۱۴۱۴ ارسال نمایید.

همچنین امکان ارسال نظرات و ارتباط دو طرفه پیامکی نیز میسر است.

با سپاس

دین کامل

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

دریافت
عنوان: آیت الله بهجت
نماز

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است.]

 مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند:«اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.»

 مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند:روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند:«به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند.» بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.

  اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ می ماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.

دریافت

دعای قنوت نماز

آقای قاضی می فرمودند این دعا را در قنوت نماز بخوانید:«اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی.» خداوندا محبت خود را و محبت کسانی را که دوست داری و محبت کسی که تو را دوست دارد و عملی که مرا بسوی محبتت برساند را ؛ روزی ما بفرما و محبت خود را محبوب ترین چیزها نزد ما قرار بده.

 

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

نکته اول، درباره مفهوم شهادت است. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: مَن قُتِلَ فی سَبیلِ الله فَهُوَ شَهید؛ یعنی کسی که در راه خدا کشته بشود شهید است. در جای دیگر پیامبر اکرم (ص) دایره شهادت را باز کرده اند و فرموده اند: وَ مَن مات فی سبیل الله فَهُوَ شَهید؛ یعنی هر کس که در راه خدا بمیرد، خواه در میدان جنگ یا در غیر میدان جنگ، و خواه بوسیله دشمن هدف قرار بگیرد یا در حادثه طبیعی و حتی در بستر از دنیا برود، شهید است. حال ممکن است سئوال شود، چگونه می شود که انسان به مرگ عادی از دنیا برود ولی مرگ او فی سبیل الله باشد؟ در پاسخ عرض می کنیم، هر کس که در راه تحقق رسالت دین خدا روزگار خود را سپری می کند و دغدغه حفظ و گسترش دین را دارد، مرگ او نیز فی سبیل الله است؛ اما آنچه مسلم است، شهادت مراتب و درجاتی دارد و کسی که شجاعانه و با آگاهی از سرنوشت خود، در میدان جنگ رو در روی دشمن قرار می گیرد و جسم خود را در معرض نابودی قرار می دهد، یا آن کس که بیرون میدان جنگ با شجاعت و بصیرت دست به کارهایی می زند که هر آینه احتمال ترور او از طرف دشمن هست، از جهت مرتبه و درجه شهادت، از سایر افرادی که در راه خدا از دنیا می روند بالاتر است لذا پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: افضل الشهداء الذین یقاتلون فی الصف الاول فلا یلفتون وجوههم حتی یقتلوا؛ یعنی بالاترین شهدا کسانی هستند که در خط مقدم نبرد نظامی و در حالی که روی خود را از دشمن برنمی گردانند و فرار نمی کنند، کشته می شوند.

شهید و شهادت در اسلام

نکته دوم، برمی گردد به اینکه چرا به کسی که در راه خدا کشته می شود یا می میرد، شهید گفته می شود؟ شما می دانید که در قرآن مجید برای این افراد از تعبیر شهید استفاده نشده است بلکه قرآن از شهادت اصطلاحی، به قتل فی سبیل الله تعبیر کرده است اما در روایات از این عنوان زیاد استفاده شده است. شاید رمز اطلاق عنوان شهید به این افراد، این باشد که کسی که جان و تمام سرمایه خود در این دنیای مادی را در راه خدا فدا می کند، به عالی ترین افتخار یعنی افتخار «لقاء الله» دست پیدا می کند. لقاء الهی یعنی نظر کردن به وجه خدا. امام خمینی (ره) می فرمودند: شهید نظر می کند به وجه الله. اباعبدالله (ع) وقتی می خواستند از مکه رهسپار عراق شوند، خطبه ای خواندند که در آن فرمودند: «مَن کان باذِلاً فینا مُهجَتَهُ و مُوَطِنّاً علی لقاءِ الله نَفسَه فَلیَرحَل مَعَنا» یعنی هر کس آماده است خون خود را در راه ما ( که راه خداست ) نثار کند، و خود را آماده لقاء خداوند سازد، با ما رهسپار شود. با این حال، روشن است که این نظر کردن به معنای رؤیت حسّی نیست بلکه منظور ادراک قلبی است که خود این ادراک بر حسب ظرفیت افراد ذومراتب است؛ همچنین وجه خدا در اینجا به معنای ذات خدا نیست چرا که ذات خداوند برای هیچ کس حتی پیامبران و ائمه (ع) قابل اکتناه نیست، بلکه منظور از وجه خدا، اسماء و صفات الهی است که در افعال و آیات الهی بروز و ظهور دارد ولی حجاب های ظلمانی و حتی نورانی، مانع نظر کردن به وجه الهی در عالم می شود و زمانیکه شهید، مهم ترین حجاب، یعنی حجاب نفس را آگاهانه و در راه خدا کنار می گذارد،

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

بسم الله الرحمن الرحیمحاج قاسم سلیمانی

پست اول وبلاگ دین کامل شد تسلیت شهادت یک مرد مبارز وطن«سردار حاج قاسم سلیمانی».چه ناباورانه است تسلیت یک مرد.

یادم می آید و انگار همین دیروز بود اشکهای حاج قاسم بر بالای جنازه سردار حاج احمد کاظمی!

 

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

وبلاگ دین کامل به جهت لزوم مرکزی مجازی برای نشر و گسترش تعالیم اسلام برای تمام قشرهای جامعه بوجود آمده است.در این وبلاگ تلاش ما معرفی اسلام بعنوان کاملترین و جامعترین دین خداست که بر پیامبر ختمی مرتبت حضرت محمد(ص)نازل شده است.سعی ما در مرکز مجازی دین کامل بر ایجاد انگیزه در نسل جوان خواهد بود.با توجه به اینکه زمان تغییر کرده است و بسیاری ممکن است به سفرهای خارجی با اهداف مختلف مسافرت کنند لازم است تا جوان ایرانی آگاهی کاملی نسبت به دین اسلام داشته باشد و به قول معروف چنته اش پر باشد تا بتواند در برابر تبلیغات ادیان گمراه کم نیاورد و به لحاظ تئوری بتواند مشت محکمی بر دهان یاوه گویان زده و خود را از اسارت اینان برهاند.
مرکز پیامک:۵۰۰۰۱۰۷۰۷۱۴۱۴