دینِ کامل

پایگاه پژوهش، نشر و گسترش دین مبین اسلام

دینِ کامل

پایگاه پژوهش، نشر و گسترش دین مبین اسلام

سلام،چایی میخورین ؟

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نخودکی اصفهانی» ثبت شده است

تخت فولاد اصفهان، همچون گنجینه ای است که گوهرهای نایابی را در دل خود نگه داشته است و اسرار مگو در باب این گوهرهای نایاب بسیار دارد!

به گزارش دین کامل، تخت فولاد درکنار قبرستان بقیع مدینه، ابوطالب مکه و وادی السلام نجف اشرف از مهمترین و متبرک ترین مرقدهای جهان اسلام به شمار می رود. تا آنجایی که برخی معتقدند تخت فولاد به واسطه قبور متبرک آن، دومین قبرستان جهان اسلام است.

در جای جای این تکه از بهشت معنوی که قدم می گذاری عظمت های عرفانی و علمی زیادی مدفون است. یکی از این ذخایر عظیم، عارف وارسته و عالم برجسته حضرت شیخ محمد صادق تخت فولادی است.

قدوه السالکین مرحوم حاج محمد صادق مشهور به تخت فولادی از عرفای بزرگ قرن سیزدهم و استاد سیر و سلوک مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی رحمة الله علیه است که در اواخر سلطنت فتحعلیشاه قاجار زندگی می کرده اند. در اوایل جوانی به کار رنگرزی اشتغال داشته و به کمک چند شاگرد کارگاه رنگرزی را اداره می کرده اند. عادت آن مرحوم در جوانی این بود که با وجود ناامنی حاکم به شهر هر روز عصر با شاگردان برای تفریح از شهر اصفهان خارج می شدند.

آشنایی با بابا رستم

روزی به هنگام غروب که از دروازه شهر به طرف شهر باز می گشتند، در بین راه در قبرستان تخت فولاد از دور چشمشان به پیرمردی می افتد که سر بر زانوی تفکر نهاده و در خود فرو رفته بود مرحوم  حاجی (تخت فولادی) به شاگردان خود می گویند: هنوز تا غروب وقت زیادی است برویم و قدری با این پیر شوخی و مزاح کنیم پس از فرا رسیدن غروب به شهر باز می گردیم . به پیرمرد نزدیک می شوند و سلام می کنند پیرمرد سر برداشته جواب سلام می دهد و دوباره سر به زانو می گذارد. می پرسند اسم شما چیست؟ از کجا آمده اید؟ چکاره هستید؟ پیر جوابی نمی دهد، مرحوم حاجی با ته عصایی که در دست داشته به شانه پیرمرد می زنند و می گویند: انسانی یا دیوار که هر چه با تو صحبت می کنیم جوابی نمی دهی؟ باز هم جوابی نمی شنوند. لاجرم ایشان به همراهان می گویند برگردیم برویم ایستادن بیش از این نتیجه ای ندارد. چند گامی که از پیرمرد دور می شوند آن مرد بزرگ سر بر میدارد و به مرحوم حاج محمد صادق می فرماید: عجب جوانی هستی، حیف از جوانی تو! و دیگر حرفی نمی زند. مرحوم حاج شیخ محمد صادق با شنیدن این کلمات دیگر خود را قادر به حرکت نمی بیند، می ایستد و کلید دکان را به شاگردان می دهد. سپس خود برمی گردد و در خدمت پیر می نشیند. تا سه شبانه روز پیر سخنی نمی گوید جز اینکه هر چند ساعت یکبار بر سبیل استفهام می فرماید: اینجا چه کار داری؟ برخیز و به دنبال کار خود برو.

بعد از سه شبانه روز پیر روشن ضمیر به مرحوم حاجی می فرماید: شغل شما چیست؟ می گوید رنگرزی، پیر می فرماید: پس روزها برو به کسب خود مشغول باشد و شبها اینجا نزد من بیا.

مرحوم حاجی به دستور پیر عمل می کند روزها به شغل رنگرزی مشغول بوده و شبها با درآمد روزانه خود به خدمت پیر که نامش (بابا رستم بختیاری) بود می آمده است. آن پیر بزرگوار نیز وجوه مزبور را کاملا به فقرا ایثار می کرد. حتی اعاشه مرحوم حاج محمد صادق نیز از قبل مرحوم بابا رستم تأمین می گردید. پس از یکسال مرحوم بابا رستم می فرماید دیگر رفتن شما به دکان رنگرزی ضروری نیست، همین جا بمانید. مرحوم حاجی در آن محل که امروز به نام تکیه مادر شازده در قبرستان تخت فولاد اصفهان معروف می باشد، می ماند. مدت یکسال تمام شبها را به تهجد و عبادت و روزها را به ریاضت می گذراند.

پس از یکسال در روز عید قربان مرحوم بابا به مرحوم حاجی می فرمایند: امروز به شهر بروید. به منزل فلان شخص مراجعه کنید و جگر گوسفندی را که قربانی کرده اند بگیرید. بعد در ملا عام هیزم جمع کنید، و با جگر گوسفند اینجا بیاورید.

شخصی را که مرحوم بابا رستم نام برده بودند کسی بود که مرحوم حاجی محمد صادق با ایشان از قبل میانه خوبی نداشتند. به این علت مرحوم حاجی جگر گوسفندی را از بازار خریداری می کنند. قدری هیزم هم از نقاطی خلوت جمع آوری می کنند و با خود می برند. چون به خدمت بابا می رسند، ایشان با تشدد می فرمایند: هنوز اسیر هوی و هوس خود هستی و خلق را می بینی جگر را خریدی و هیزم را از محل خلوت جمع نمودی.

سالی دیگر می گذرد یک روز که مرحوم حاجی برای انجام حاجتی به شهر می روند در راه مقداری کشمش خریده و می خورند. پس از مراجعت مرحوم بابا با تغیر و تشدد می فرمایند: هنوز هم گرفتاری هوای نفسی.

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

حاج شیخ حسنعلی اصفهانی مشهور به نخودکی فرزند ملا علی اکبر در شب دوشنبه یا جمعه ماه ذی القعده الحرام سال1279 ه.ق دراصفهان درمحله معروف به جهانباره متولد شد. پدر بزرگوارشان شیخ حسنعلی را از همان کودکی درسحرگاه که خود به تهجد وعبادت می پرداخته بیدارواورا با نماز ودعا ورازونیاز وذکر خداوند آشنا ساخت واز هفت سالگی او را تحت تربیت و مراقبت مرحوم حاج محمد صادق قرار داد.

فرزند حاج شیخ حسنعلی اصفهانی از ایشان نقل می کند که: بیش از هفت سال نداشتم که نزدیک غروب آفتاب یکی از روز های ماه مبارک رمضان که با تابستانی گرم مصادف شده بود به اتفاق پدرم به خدمت استاد حاج محمد صادق مشرف شدم. دراین اثناء کسی نباتی را برای تبرک به دست حاجی داد.استاد نبات را تبرک کرد وبه صاحبش داد ومقداری خرده نبات که کف ذستش مانده بود به من داد وفرمود بخور من بی درنگ خوردم.

پدرم عرض کرد: حسنعلی روزه بود. حاجی به من فرمود: مگر نمی دانستی که روزه ات با خردن نبات باطل می گردد؟ عرض کردم: آری .فرمود پس چرا خوردی؟ عرضه داشتم : اطاعت امر شما را کردم. استاد دست مبارک خود را برشانه ام زد و فرمود : با این اطاعت به هر کجا که با ید می رسیدی  رسیدی!

شیخ حسنعلی اصفهانی از همان زمان زیر نظر حاج محمد صادق به نمازو روزه وانجام مستحبات ونوافل شب وعبادت پرداخت وتا یازده سالگی که فوت آن مرد بزرگ اتفاق افتاد پیوسته مورد لطف مرحمت خاص مرشد واستاد خود بودو در مواقع لزوم اورا مدد وارشاد میکرد.

ایشن فرمود :هر زمان که به هدایت وارشادی نیازمند میشدم حالتی شبیه خواب بر من عاض می گشت ودر ان حال روح ان مرد بزرگ به امداد و ارشادم می شتافت واز من رفع مشگل می فرمود.از جمله اینکه پس از فوت حاجی شخصی به من اصرار کرد که نزد استاد زنده برویم واز هدایت وارشاد او بهره مند شویم . به دنبال اصرار او بود که در حالتی شبیه خواب مرحوم حاج محمد صادق را دیدمکه آمدند ودست به شانه های من زدند وفرمودند: هر کس که مثل ما آب زندگانی خورد مرگی برای او وجود ندارد تو می خواهی کجا بروی؟

مرحوم حاج شیخ حسنعلی از دوازده تا پانزده سالگی تمام سال را شب تا صبح بیدار می ماندند و تمام روز های سال را به جز ایام محرمه روزه می گرفتند واز پانزده سالگی تا پایان عمر پر برکتش هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان وایام البیض هر ماه را روزه دار بودند وشبها تا به صبح  نمی آرمیدند!

حاج شیخ خواندن و نوشتن وزبان وادبیات عرب رادر اصفهان فرا گرفت وفقه واصول ومنطق و فلسفه را نزد آخوند ملا محمد کاشی و میرزا جهانگیر خان قشقایی اموخت.

ایشان درسال 1303 ه.ق عازم مشهد شد ویک سال در جوار امام هشتم (ع) اقامت کرد وسپس برای تکمیل معارف الهی به نجف اشرف مشرف گردید ودر آنجا به تحصیل علوم دینی پرداخت واز محضر اساتیدی  چون  حضرات آیات سید محمد فشارکی وسید مرتضی کشمیری و ملا اسماعیل قره باغی دانش آموخت. ایشان در سال 1311 ه.ق بار دیگر به مشهد سفر کرد وتا سال 1314 ه.ق در جوار هشتمین معصوم روزگار گذراند.

دلباختگی به مقام ولایت حاج شیخ را چندین بار به عتبات کشاند تا اینکه در سال 1329 ه.ق به مشهد عزیمت کرد وتا پایان عمر در مشهد اقامت داشت.

فرزند بزرگوار حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در بیان علت اقامت شیخ در جوار امام رضا (ع) تا پایان عمر وانتخاب محل فوق به عنان محل دفن خویش اینگونه بیان داشته اند که:

سالها پیش پدرم فرموده بودند که:در آن زمان که مصمم شدم به نجف اشرف رحل اقامت افکنم در یکی از اتاق های صحن عتیق رضوی(صحن اقلاب کنونی) در مشهد به ریا ضتی سرگرم بودم در حال ذکر و مراقبه دیدم که درهای صحن مطهر عتیق بسته شد وندا برامد که حضرت رضا(ع) اراده فرموده ان که از زوار خویش سان ببینند پس از آن در محلی جنب ایوان عباسی در همین نقطه که اکنون مدفن پدرم می باشد کرسی نهادند وحضرت بر آن استقرار یافتند وبه فرمان ان حضرت درهای شرقی و غربی صحن عتیق گشوده شد تا زوار از در شرقی وارد واز در غربی خارج گردند. در آن زمان دیدم که پهنه صحن مالامال از گروهی شد که برخی به صورت حیوانات مختلف بودند واز پیشاپیش حضرتش می گذشتند وامام(ع) دست ولایت ونوازش بر سر همه آن زوار حتی آن ها که به صورت غیر انسانی بودند می کشیدند واظهار مرحمت می فرمودند.پس از آن سیر وشهود معنوی  ومشاهده آن رافت عام از امام(ع) برآن شدم که در مشهد سکونت گزینم و چشم امید به الطاف و عنایات آن حضرت بدوزم.

  • کاوه توفیقی(صاحب امتیاز پایگاه نشروگسترش دین کامل)

وبلاگ دین کامل به جهت لزوم مرکزی مجازی برای نشر و گسترش تعالیم اسلام برای تمام قشرهای جامعه بوجود آمده است.در این وبلاگ تلاش ما معرفی اسلام بعنوان کاملترین و جامعترین دین خداست که بر پیامبر ختمی مرتبت حضرت محمد(ص)نازل شده است.سعی ما در مرکز مجازی دین کامل بر ایجاد انگیزه در نسل جوان خواهد بود.با توجه به اینکه زمان تغییر کرده است و بسیاری ممکن است به سفرهای خارجی با اهداف مختلف مسافرت کنند لازم است تا جوان ایرانی آگاهی کاملی نسبت به دین اسلام داشته باشد و به قول معروف چنته اش پر باشد تا بتواند در برابر تبلیغات ادیان گمراه کم نیاورد و به لحاظ تئوری بتواند مشت محکمی بر دهان یاوه گویان زده و خود را از اسارت اینان برهاند.
مرکز پیامک:۵۰۰۰۱۰۷۰۷۱۴۱۴